تایتل قالب
خدایا، نمی‌دانی چه لذتی دارد که گاه خدایی داشته باشی به وسعت دستانی که هیچ گاه از سوی آسمان خالی باز نمی‌گردند



دیشب پیج یکی از دوستان عزیزم مطلبی رو دیدم که خیلی ناراحتم کرد..

جدای اینکه متن تکرار درد هممونه و هیچ سودی جز افسرده تر کردنمون نداره،دیدم چقدر از اصلمون دور شدیم

که وسایل و امکاناتی که قرار بود ما کنترلشون کنیم ما باشیم که ازشون استفاده میکنیم،دارن ما رو کنترل میکنن!

اونا امیرن و ما برده ما اسیر!

نوشته بود حتی اونیم که ماشین مدل بالا داره هم ناراضیه وقتی جنس ماشینش نیست!

مگر قرار نبود ما امیر باشیم و ماشین وسیله و برده!که حالا تمام مشغله و مسیرمان ختم میشود به آن ها؟

وچقدر ایمان هامون پوشالی شده!چقدر یادمون رفته خدارو..



Khanomi.. ۰۵ مهر ۹۷ ، ۰۷:۰۹ ۲ ۱ ۵۸

نظرات (۲)

  • مجنونِ لیلی
    يكشنبه ۱۵ مهر ۹۷ , ۰۰:۱۳
    قابل تامل بود :( 

    واقعا چی باید می شدیم و چی داریم میشیم
    خودمون داریم خودمون رو بند میزنیم و گرفتار تر میکنیم
    دنبال شادی کاذب بودن و مثل شیرینی مصنوعیه که عواقبش بعدترش گریبان گیرمون میشه

    یه وقتایی آدم میبینه واقعا چقدر خسته شده از این همه درگیریهای بی معنی 
    و چقدر هم بی معنی

    ممنون بابت این یادآوری :)
    • author avatar
      Khanomi..
      ۱۵ مهر ۹۷، ۱۶:۳۳
      سلام دوست و همراه قدیمی دستان خالی:)

      همینطور است که میفرمایید

      ممنون که میخونید:)
  • ** ذره**
    پنجشنبه ۱۲ مهر ۹۷ , ۲۲:۴۸
     سلام 

    دقیق نوشتید....کاملا موافقم 
    • author avatar
      Khanomi..
      ۱۵ مهر ۹۷، ۱۶:۳۲
      سلام

      سپاس از حضورتون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

دنبال کنندگان بیانی